زبان و ادبیات پارسی
 

                 هم نشین ( صفحه ی 62  )

 الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات دستوری

1- مهم ترین  نیاز های انسان :  مهم ترین وابسته ی پیشین ( صفت عالی ) 2-  هم راهی ، هم دلی : پسوند ( ی ) مصدری و واژه ها مشتق هستند.  3- خوش حالی : مشتق مرکّب 4- خرسندی : پسوند ( ی ) مصدری  5- مصاحبت : هم نشینی   6-  شکیبا : از مصدر شکیبیدن ، صفت فاعلی است. 7-  دل انگیز : صفت فاعلی مرکّب مرخّم   8- آرامش : اسم مصدر 9-  دیدار : اسم مصدر از مصدر دیدن * دیدار یار غایب ، دانی چه ذوقی دارد ؟ / ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد معنی و مفهوم :  همان طور که بارش باعث شادابی و تازگی بیابان می شود ، دیدن یک دوستی که سال ها از او دور مانده ایم باعث شادی و طراوت دل می گردد.  10-  تو : نهاد محذوف  11- دیدار : مفعول  12- یار : متمّم با حذف حرف اضافه ی ( با )، غا یب  صفت یار    13-  دانی : مضارع اخباری   14- چه : صفت پرسشی  15- ذوق : مفعول  16- ابری : نهاد 17- بیابان :  متمّم قیدی  18 - تشنه : صفت جانشین اسم ، نقش متمّم  19-  ببارد : مضارع التزامی ، بیت دارای آرایه های تناسب ، تشبیه دارد. 20-  شبکه ی ارتباطی : ترکیب وصفی 21- گسترده : صفت مفعولی 22-  سلامت  روانی و جسمانی : ترکیب وصفی ، صفت نسبی  هستند. 23-  انسان بی دوست همواره غمگین است.  انسان بی دوست : نهاد     همواره : قید     غمگین : مسند24-  معلّمان دل سوز : ترکیب وصفی ، صفت فاعلی مرکّب مرخّم   25-  لاف ِ دوستی : ادّعای دوستی 26- مصائب : جمع مصیبت ، مشکلات 

 * تا توانی می گریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند / یار بد بر جان و بر ایمان زند

 27-  تا توانی : تا زمانی که فرصت داری    28-  می گریز : فعل امر ، در قدیم به جای ( ب ) امر از (می ) استفاده می شد.  29-  یار بد :  دوست نادان ، متمّم جمله است.  30- یار بد : نهاد 31- بدتر : مسند  32- مار بد : متمّم ، منظور دشمن دانا است. 33- برجان زند : به جسم آسیب می رساند

  معنی و مفهوم :  تا فرصت داری از دوست نادان دوری گزین. دوست نادان از دشمن هم بدتر است. دشمن فقط به جسم تو آسب می رساند امّا دوست نادان به جسم وروح و ایمانت  آسیب می رساند. با بیت  " دشمن دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بُوَد "  تناسب معنایی دارد.35-  هرکس صحبت و دوستی را نشاید : هرکسی برای دوستی و هم نشینی شایسته نیست.36- سه خصلت : ترکیب وصفی  37-  در صحبت احمق هیچ فایده نبود : هم نشینی با دوستان نادان و احمق هیچ فایده ای ندارد.  38- بد خُلق : بد اخلاق    39- در بد خو سلامت نبود : بد اخلاق سلامت روح و روان ندارد. 40-  معصیت : گناه با معاصی هم خانواده است. 41- مصر : ا صرار کننده 4۲- هرکه بر معصیت مصر بود از خدای نترسد و هرکه که از خدای نترسد، بر وی اعتماد نبود. :هرکسی که بر انجام کار های بد و ناشایست اصرار ورزید، از خدا نمی ترسد و هرکسی که از خدا نترسد ، دیگر نمی توان به او اعتماد کرد. 43-  انسان بر دین و آیین دوست و هم نشین خود است. : هر انسانی از هم نشین خود تاثیر می پذیرد.

نکته : جمله ی شماره ی 43 با ابیات زیر تناسب معنایی دارد.

گِلی خوش بوی در حمّام روزی / رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری/ که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا ، من گِلی نا چیز بودم / و لیکن مدّتی با گُل نشستم

کمال هم نشین در من اثر کرد / ولیکن من همان خاکم که هستم

* با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی ، تو را پلید کند

 آفتابی بدین بزرگی را / لکّه ای ابر نا پدید کند.

 معنی و مفهوم : با افراد بد نشست و برخاست نکن که هم نشینی با افراد بد ، اگر چه پاک باشی ، تو را آلوده می کند. یک تکّه ابر نا چیز می تواند یک خورشید را نا پدید کند.

 نکته : منظور از آفتاب : دوست پاک و منظور از لکّه ابر : دوست نا باب است.

44-  بدان : صفت جانشین اسم ، متمّم  45-  پاکی : ( ی ) فعل اسنادی است. پاک مسند جمله است. 46-  تو را پلید کند : تو را آلوده کند. 47- لکّه ابر : نهاد  48- نا پدید : مسند  49- آفتابی بدین بزرگی را : گروه مفعولی    50-  هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد. :  هرکسی با دوستان ناباب  نشست و بر خاست کند، اگر چه خصوصیّت او را نگیرد ولی دیگران به او بد گمان می شوند و او را شریک کار های بدش می دانند. عبارت سجع دارد. نکته : با بیت زیر تناسب معنایی دارد

مکن با فرمایه مردم نشست / چو کردی ز هیبت فرو شوی دست.

    * پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوّتش گم شد

     سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد.

51-  پسر نوح : نهاد   52- بدان : متمّم   53-  خاندان نبوّتش : نهاد 54- گم : مسند  55- سگ اصحاب کهف : گروه نهادی   56- اصحاب : یاران جمع صاحب یا صحابه  57-  پی نیکان گرفت : به دنبال انسان های پاک رفت 58- مردم شد : منزلت یافت ، به مقام رسید.

معنی و مفهوم :   پسر حضرت نوح با انسان های ناشایست ، نشت و بر خاست کرد و پیامبری از او گرفته شد ولی سگ اصحاب کهف  با هم نشینی با مردان خدا به مقام و منزلت رسید.

59-  جامه نسوزد : جامه : مفعول ، نسوزد : فعل دو وجهی در معنا گذرا به مفعول   60- مُشک : بوی خوش ، رایحه   61 نیکو خصال : خصلت های پاک و نیکو  62- رفتار و کردار : اسم مصدر و مشتق 63-  شکل گیری : حاصل مصدر   64- پرورش : اسم مصدر

 * هم نشین تو از از تو بِه باید / تا تورا عقل و دین بیفزاید

 65- بِه : صفت برتر ، مسند جمله است. 66- تا تورا عقل و دین : تا عقل و دین تورا ، ( را ) تا تورا فکّ اضافه است.  67- بیفزاید : مضارع التزامی

معنی و مفهوم : هم نشین تو باید بهتر از تو باشدتا عقل و دین تو را افزایش دهد.

 ب  بخش دانش های ادبی

 * مولوی :  مولانا جلال الدّین محمّد بلخی از شاعران و عارفان بزرگ در قرن هفتم است.  کتاب عظیم وی  "  مثنوی معنوی "  نام دارد.  این کتاب  دارای 6 دفتر و 26 هزار بیت دارد. مولانا مثنوی  را در طیّ 14 سال به تشویق حسام الدّین چلپی سروده است.  دیگر اثر ارزشمند وی "  دیوان شمس یا دیوان کبیر است. وی این کتاب را را در قالب غزل سروده است.

* سنایی غزنوی : شاعر و عارف قرن ششم است. در آغاز شاعری مدّاح بود ولی تغییر حال داد و به عرفان روی آورد. سنایی اوّلین کسی است که اصطلاحات عرفانی را واترد غزل فارسی نمود. اثر معروف وی مثنوی عرفانی حدیقه الحقیقه است. 

 دیگر آثار وی عبارتند از : طریق التحیق ، سیر العباد الی المعاد، کارنامه ی بلخ و دیوان اشعار است.

نکته : نام دیگر کار نامه ی بلخ مطایبه نامه است.

پ -  بخش دستور زبان فارسی

 وابسته ههای پیشین و پسین اسم:

چنان که می دانیم وابسته  های پیشین اسم عبارتند از :

1- صفت اشاره 2- صفت شمارشی 3- صفت عا لی 4- صفت تعجّبی 5- صفت پرسشی 6- صفت مبهم    این خانه     سومین خانه       چه خانه ای !       بهترین خانه    کدام خانه ؟      هر خانه                                                            

 وابسته های پسین عبارتند از :

 1- نشانه های جمع ( ها ، ان ، ون ، ین ، ات )     2- پسوند ( ی ) ناشناس       3- صفت شمارشی

 4-  مضاف الیه  5- صفت بیانی ( فاعلی ، مفعولی ، نسبی ، لیاقت و بیانی ساده )

مردان    مردی آمد.           کتاب سوم       کتاب ادبیّات      کتاب خواندنی ( صفت بیانی )

نکته ی طلایی  : به اسمی که یکی از وابسته ها ی پیشین و پسین به آن وابسته شود ، هسته گویند.

این  شهر بزرگ  ( این : وابسته ی پیشین ، صفت اشاره   شهر : هسته     بزرگ : وابسته ی پسین ، صفت بیانی ساده )  نکته طلایی :کار وابسته ها شناساندن بیش تر هسته است.

نکته طلایی : به هسته ویا به مجموعه ی هسته و وابسته گروه اسمی گویند.

 بنابراین هر واژه چه به صورت تنها و چه به صورت گروهی اگر در جمله در نقش نهاد ، مفعول ، مسند و متمّم بیاید ، جزءِ گروه اسمی به شمار می روند.

 سیل این اشک روان صبر ِدلِ حافظ برد. ( دارای سه گروه است. دو گروه اسمی و یک گروه فعلی )

 سیلِ این اشک روان  ( نهاد )       صبرِ دلِ حافظ ( مفعول )           برد ( فعل گذرا به مفعول ) این ( وابسته ی پیشین اشک ) روان ( وابسته ی پسین اشک )  این اشک روان ( وابسته ی پسین سیل )حافظ ( وابسته ی پسین دل )     دلِ حافظ ( وابسته ی پسین صبر )

نکته طلایی : هر جمله می تواند از سه گروه  ( اسمی ، فعلی و قیدی ) تشکیل شود. از میان سه گروه  ( گروه قیدی ) قابل حذف است.

جمله ی مرکّب : جمله ای است که از نظر معنا وابسته به هم باشند.

     اگر درس بخوانی موفّق می شوی.        به کتابخانه رفتم تا مطالعه کنم.

     تا تو را دیدم دلم آرام گرفت.              چون تو را نوح هست کشتیبان ز طوفان غم مخور

نکته طلایی : جملات مرکّب معمولاً دارای حرف پیوند وابسته ساز است. مانند : ( اگر ، گرچه ، اگر چه ، تا ، ار ، گر ، که ، چون ، چو ، با این که ، همین که ، با آن که  ، زیرا ، زیرا که و ... )

نکته طلایی : گاهی حرف پیوند وابسته ساز حذف می شود. ترسیدم به اتوبوس نرسم  ( که )

نکته طلایی : هر جمله ی مرکّب سه قسمت دارد.

 1- جمله ی وابسته ( پیرو )        2- جمله ی هسته ( پایه )           3- حرف پیوند وابسته ساز

 درس بخوان تا موفّق شوی   تا ( حرف پیوند )       موفّق شوی ( پیرو )     درس بخوان ( هسته )

 گر صبر کنی زغوره حلوا سازی  گر ( حرف پیوند ) صبر کنی ( پیرو )  ز غوره حلوا سازی ( پایه )

 نکته طلایی : همیشه جمله ی پیرو ( وابسته )  بعد از حرف پیوند وابسته ساز می آید.

 نکته طلایی : حروفی مانند ( و ، یا ،  ولی  ، امّا ) به هیچ وجه جمله را مرکّب نمی سازند. این حروف تنها دو جمله ی ساده را به هم پیوند می دهند که از نظر معنا وابسته نیستند. به این حروف حرف پیوند هم پایه ساز گویند.           معلّم وارد کلاس نشد امّا بچّه ها در س خواندند.

 

                                              سر سبز و سر بلند باشید – راسخ نورد

[ یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 ] [ 21:58 ] [ اسماعیل راسخ نورد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سعی نابرده در این راه به جایی نرسی / مزد آگر می طلبی طاعت استاد ببر "حافظ"
اسماعیل راسخ نورد
امکانات وب